استاد حرفهات — کف دستت.
ما Southern AI Solutions هستیم — یک شرکت کوچک که پیشرفتهترین ابزارهایی را میسازد که صنعتگران تا به حال داشتهاند. ما دو چیز میسازیم: Truehand™، اپلیکیشنی که کل کسبوکار شما را از طریق گوشیتان مدیریت میکند، و Porchlight، که باعث میشود هر کسبوکار محلی دیده شود، پاسخ بگیرد و استخدام شود — هر دو به زبانی که واقعاً صحبت میکنید.
بیست صنعت، همین امروز فعال — روی آب، توی جاده و روی زمین. هر کدام اپلیکیشن مخصوص خودش که آن حرفه را از بر است، همه روی یک موتور: کار را بگیر، پولش را بگیر، و همهچیز را از گوشیات اداره کن.
این فقط یک لیست کار با یک لوگو نیست. این چیزی است که در هر اپلیکیشن، در هر پلن اجرا میشود — چیزی برای پلنهای بالاتر کنار گذاشته نشده، چیزی بهعنوان افزونه فروخته نمیشود.
این فقط برای صاحب کسبوکار نبود. چهار نفر با این کسبوکار سروکار دارند، و هر کدام به زبانی فکر میکنند: صاحبکاری که آن را اداره میکند، تیمی که کار را انجام میدهد، مشتریای که صورتحساب را پرداخت میکند، و کسی که هنوز دارد تصمیم میگیرد به تو زنگ بزند یا نه.
پس هر کدام زبان خودشان را دارند. صاحبکار کسبوکارش را به اسپانیایی اداره میکند. نیروی جدید ثبتنام میکند و حرفه را به کریول یاد میگیرد. مشتری فاکتور و پیامهایش را به ویتنامی میگیرد. و صاحبخانهای که دارد در صفحه رزرو تو را میسنجد، آن را به هر زبانی که با آن بزرگ شده میخواند. هیچکس منتظر نمیماند تا کسی برایش ترجمه کند.
نوزده زبان، از اول تا آخر، در هر ۲۰ اپلیکیشن — نه یک دکمه ترجمه که کنارش چسبانده باشند. این یک ویژگی نیست که اضافه کرده باشیم. این دلیلی است که کل این مجموعه ساخته شد.
Truehand کسبوکار شما را مدیریت میکند. Porchlight تضمین میکند که مشتریان از همان ابتدا شما را پیدا کنند — با شروع از یک گزارش صادقانه از اینکه کسبوکار شما چگونه در جستجوی یک فرد ناشناس نمایش داده میشود، حتی اینکه آیا دستیارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT نام شما را میآورند یا نه، و سپس فعال کردن آنچه که کم است.
«من این کار رو پشت میز نمیسازم. دارم برای کسایی میسازمش که واقعاً کار میکنن — چون خودم یکی از اونام.»
من تمام عمرم رو توی این کار بودم و زیر آفتاب کار کردم — پس میدونم چقدر سخت کار میکنی، و چقدر کم دنیای نرمافزار به فکر آدمایی مثل تو بوده. ابزارهای خوب همیشه برای مدیر دفتر ساخته میشدن، نه برای کسی که واقعاً کار رو انجام میده. یکی میتونست خیلی وقت پیش ابزار واقعی رو دست آدمهای معمولی بده. هیچکس این کارو نکرد. پس خودم کردم.
همهی کاری که ما میکنیم به یک چیز ختم میشه: دادن بهترین ابزار به کسایی که واقعاً کار میکنن — چه تازه شروع کرده باشی چه یه حرفهای باتجربه باشی — تا استاد کارت بشی، اونقدر که ارزشش رو داری پول بگیری، و از اون تیکهی کوچیک زندگی بیرون از کار هم لذت ببری.
و من دیدم که خیلی از آدمای خوب، بخاطر زبان، تو موقعیت اشتباه گیر افتادن. مردایی که میتونستن تو کار از هرکسی جلو بزنن، اما چون هر ابزاری که دستشون دادن به انگلیسی بود، عقب موندن. همه حق دارن که تو کاری که بلدن، شانس واقعی موفق شدن داشته باشن. زبان هیچوقت نباید این حق رو ازشون بگیره — پس ما طوری ساختیمش که دیگه هیچوقت این اتفاق نیفته.